مريم فيروز، ازنگاه بخش فارسي راديو آلمان،بي بي سي،زمانه ودانشنامه آزاد، ويكي پديا:
زندگی و مرگ مریم فیروز-راديوآلمان دویچه وله -25 اسفند 1386
مریم فیروز، نخستین زنی که عضو هیئت سیاسی یک حزب در ایران شد، عصر چهارشنبه ۲۲ اسفند در تهران درگذشت. او رفتاری سنتشکنانه داشت، با بسیاری از اهل فرهنگ در معاشرت بود و ۷ سال را در زندان گذراند.
مریم فیروز، مسئول تشکیلات دمکراتیک زنان و نخستین زنی که عضوهیئت سیاسی یک حزب در ایران شد، عصر چهارشنبه ۲۲ اسفند در تهران درگذشت. پیشینه اشرافی، رفتار سنتشکنانه ، دوستی با بسیاری نخبگان فرهنگی و ادبی وقت، زندگی مشترک با نورالدین کیانوری، ۲۲ سال تبعید در شوروی و آلمان دمکراتیک سابق، ۷ سال زندان در جمهوری اسلامی و ۱۷ سال حبس خانگی، چهرهای متفاوت از سایر مبارزان اجتماعی و سیاسی به او میداد.
مریم فیروز متولد سال ۱۲۹۳ در تهران و فرزند عبدالحسین میرزا فرمانفرما از شاهزادگان قاجار بود. در سال ۲۲ شمسی عضو حزب توده شد و بیشترین فعالیت خود را در شاخه زنان این حزب متمرکز کرد. مریم فیروز درپی کودتای ۲۸ مرداد، پس از سه سال زندگی مخفی، در سال ۳۵ ایران را ترک کرد. او در آن سالها به طور غیابی به اعدام محکوم شده بود. مریم فیروز با همسر دکتر مصدق، نسبت فامیلی داشت و به شهادت خودش، در روزهای بحرانی ۲۵ و ۲۸ مرداد سال ۳۲، رابط اندرونی دکتر مصدق با رهبری حزب توده بوده است.
محمدعلی عمویی، زندانی سیاسی دو نظام پهلوی و جمهوری اسلامی، در باره مریم فیروز میگوید: " واقعا حیرتآور است که خانم فیروز چقدر راحت به نسب قاجاری و اشرافی خود دست رد زد. پشت کرد به تمام مزایای طبقاتی که داشت و زندگی خود را وقف آشنا کردن زنان به حقوقشان کرد. جمعیت دمکراتیک زنان زمانی تاسیس شد که اساسا حقوق زن مطرح نبود. در این جمعیت، مسائلی چون حق مردان برای طلاق اختیاری یا تبعیضهای وحشتناک قانونی یا تربیتی بین دختر و پسر بررسی میشد."
بازگشت از تبعید
مریم فیروز، پس از انقلاب، همراه با بسیاری از فعالان سیاسی و اعضای حزب توده، از تبعید ۲۲ ساله به ایران بازگشت. او از سال ۵۸ تا زمان دستگیری در سال ۶۱، مسئول تشکیلات دمکراتیک زنان ایران و سردبیر مجله "زنان" بود. این تشکیلات و این مجله، از سیاست ضد آمریکایی جمهوری اسلامی و از "خط امام" دفاع می کردند.
بازداشت در هفتاد سالگی
مریم فیروز به همراه همسرش نورالدین کیانوری در بهمن سال ۶۱ دستگیر شد. آن دو نخست به کمیته مشترک ۳۰۰۰ و سپس به زندان اولین برده شدند.
محمدعلی عمویی در باره دوران حبس مریم فیروز میگوید: " خانم فیروز مانند سایر زندانیان سیاسی در معرض شکنجه و فشار بود. شرح این فشارها و خشونتها در خاطرات زندانیان سیاسی آمده است. زمانی که مراحل بازجویی شان تمام شد، آقای کیانوری درخواست کرد که او و همسرش با یکدیگر در یک سلول باشند که موافقت نشد. من شاهد علاقه این دو به هم بودم که هرگاه ملاقات داشتیم، کیانوری پرپر میزد و مانند یک جوان عاشق به ملاقات میرفت".
نورالدین کیانوری، در نامهای که به تاریخ ۱۶ بهمن ۱۳۶۸ به آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی نوشته بخشی از شکنجهها و فشارهایی را که در زندان بر سر او و مریم فیروز آمده، شرح داده است.
حبس خانگی
مریم فیروز و کیانوری هرگز به طور رسمی از زندان آزاد نشدند. آندو از سال ۶۹ شمسی در خانهای تحت مراقبت وزارت اطلاعات و در حبس خانگی زندگی میکردند. محمدعلی عمویی از جمله کسانی است که تا دم مرگ مریم فیروز، به دیدار او در همین خانه میرفت. آیا مریم فیروز از مسائل جنبش زنان ایران و فعالیتهای کنونی آنها خبر داشت؟
محمدعلی عمویی: "مریم خانم تقریبا همه روزنامهها را مطالعه میکرد هرچند روزنامههای ما چیز زیادی در باره زنان و جنبش زنان نمینویسند. آنچه را شفاها به ایشان منتقل میشد، با اشتیاق دنبال میکرد. خانم فیروز به دلیل منع وزارت اطلاعات، اجازه دیدار با هرکسی را نداشت و چهرههای شاخص هم این را میدانستند."
نوشتهها
مریم فیروز افزون بر چند ترجمه و مقاله، کتابی به نام چهرههای درخشان نوشته که شرحی است از فداکاریها و حمایت مردم عادی از افراد سیاسی تحت تعقیب حکومت کودتا. او در این کتاب، از این چهرههای گمنام و درخشان قدردانی میکند. کتاب دیگری اما به نام "خاطرات" مریم فیروز در اواخر دهه ۷۰منتشر شد که به نظر میرسد سفارش وزارت اطلاعات باشد.
محمدعلی عمویی: "خود ایشان این را قبول نداشت. یکبار که من به صراحت انتقادهایم را به این کتاب مطرح کردم، به من گفت، عموجان مگر اینها نوشتههای من هستند که انتقاد میکنی؟ این نوشته دیگران است به نام من..."
به نقل از محمدعلی عمویی، جسد مریم فیروز، روز پنجشنبه ۲۳ اسفند ماه، توسط ماموران وزارت اطلاعات با عجله، در بهشت زهرا و در گور دوطبقهای که نورالدین کیانوری نیز در آن مدفون است، به خاک سپرده شده است.
مهیندخت مصباح
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزادمریم فیروز دختر عبدالحسین فیروز (فرمانفرما) از فعالان سیاسی و ادبی ایران در دوره پهلوی و از مخالفان رژیم سلطنتی بود। وی موسس سازمان زنان ایران و از مدافعان حقوق زنان بود। او دومین دختر عبدالحسین میرزا فرمانفرما ( حاکم ، وزیر و رئیس الوزرای معروف دوره قاجار و از متمولین طراز اول ایران) از بطن بتول خانم کرمانشاهی بود। وی در سال ۱۲۹۲ ه।ش در تهران به دنیا آمد و در مدرسه ژاندارک و دارالمعلمات تحصیل نمود و در سال ۱۳۰۸ دیپلم گرفت । در همین سال به عقد سرهنگ عباسقلی اسفندیاری ( تحصیل کرده مدرسه نظامی سن سیر فرانسه) فرزند حاج محتشم السلطنه اسفندیاری درآمد و خیلی زود صاحب دو فرزند به نام های افسانه و افسر شد । ولی در سال ۱۳۱۸ اندکی بعد از مرگ پدرش فرمانفرما از همسرش جدا شد و به خانه پدری بازگشت. از این تاریخ منزل او محفل شاعران، ادیبان و نویسندگان و مرکزی برای توسعه افکار سوسیالیستی شد.او علی رغم زندگی در یک خانواده اشرافی دوره قاجار ،از طریق خانواده ایرج اسکندری در جلسات حزب توده ایران شرکت می نمود و سپس به عضویت آن درآمد. وی در سال ۱۳۲۳ با نورالدین کیانوری ازدواج کرد و یک عمر پرهیاهو و پرکشمکش را سپری نمود. او و همسرش کیانوری پس از کودتای ۲۸ مرداد در سال ۱۳۳۶ مجبور به ترک ایران شدند و به شوروی سفر کردند و دو سال بعد به آلمان شرقی رفتند و به فعالیت سیاسی خود ادامه دادند. تا اینکه پس از انقلاب ایران (۱۳۵۷) و سقوط رژیم سلطنتی ، پس از ۲۶ سال در اردیبهشت ۱۳۵۸ به ایران بازگشتند و از آن تاریخ در ایران ساکن شدند و مدتی هم در زندان بسر بردند. نام مریم فیروز بیش از نیم قرن به عنوان زنی بی پروا و سنت ستیز بر سر زبانها بود. مریم فیروز در بیست و دوم اسفند هشتاد و شش در تهران درگذشت.او در هنگام مرگ ۹۵ سال داشت.

راديو زمانه
مریم فیروز درگذشت
شب گذشته، مریم فیروز از اولین بنیانگذاران جنبش زنان در ایران، در سن ۹۵سالگی در تهران درگذشت.او مؤسس سازمان زنان ایران و همسر نورالدین کیانوری دبیرکل سابق حزب توده ایران بود و سالهایی را نیز صرف مبارزه سیاسی کرد. مریم فیروز پس از وقایع مربوط به کودتای ۲۸ مرداد، سالهای طولانی را در مهاجرت به سر برد و پس از انقلاب به ایران بازگشت. پیکر مریم فیروز امروز صبح در گورستان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.
یکی از نزدیکان خانم فیروز به زمانه گفت خاکسپاری ایشان با دخالت ماموران وزارت اطلاعات در اولین ساعات بامداد پنجشنبه صورت گرفته است.مراسم تشییع فیروز در سکوت کامل خبری برگزار و پیکر وی در نزدیکی قبر همسرش، نورالدین کیانوری دفن شده است.منابع آگاه و نزدیک به فیروز در ایران هنوز بهطور رسمی مرگ وی را تائید نکردهاند.
براساس اطلاعیهای که در تارنمای «اخبار روز» منتشر شده، علت اصلی این سکوت خبری ممانعت از آثار احتمالی این خبر بر انتخابات روز جمعه ایران اعلام شده است. ادعایی که هنوز تائید نشده است.
یادداشت مسعود بهنود، نویسنده کتاب «این سه زن» در اینباره:
مریم فیروز (متولد ۱۲۹۲ خورشیدی در تهران) دختر عبدالحسین فیروز (فرمانفرما) از فعالان سیاسی و ادبی ایران در دوره پهلوی و از مخالفان رژیم سلطنتی بود.پدر او فرمانفرما، حاکم ، وزیر و رئیسالوزرای معروف دوره قاجار و از متمولین تراز اول ایران بود. پس از مرگ پدر و جدایی از شوهر اول، منزل مریم فیروز محفل شعرا و ادبا و نویسندگان و مرکزی برای توسعه افکار سوسیالیستی شد.فیروز بعداً به عضویت حزب توده در آمد در سال ۱۳۲۳ با نورالدین کیانوری ازدواج کرد. پس از مهاجرت به شوروی و آلمان شرقی این زوج در زمان انقلاب ۵۷ به ایران بازگشتند. مریم فیروز مدتی را نیز در زندان به سر برد.
مرگ مریم فیروز، ’شاهزاده سرخ ایران’
بی بی سی -23اسفند مريم فیروز یکی از زنانی بود که پس از سقوط حکومت رضا شاه پهلوی و گشایش فصل تازه ای در تاریخ ایران، به مبارزه سیاسی روی آورد.در سالهایی که فضای سیاسی جامعه، پویایی بی سابقه ای پیدا کرده بود، او به حزب توده ایران پیوست، آنچه مریم فیروز را از صدها و هزاران زنی که به جنبش انقلابی پیوسته بودند جدا می کرد، پیشینه اشرافی خانواده او بود.
او دختر کوچک و "سوگلی" عبدالحسین میرزا فرمانفرما، یکی از شاهزادگان بانفوذ آخر دوره قاجار بود که در اوائل دوران پهلوی نیز نفوذ و اعتبار خود را تا حد زیادی حفظ کرد، هرچند سرانجام به غضب رضاشاه گرفتار شد.
نسبت اشرافی مریم فیروز و اقدام جسورانه او در پیوستن به "جنبش توده ای" با جنجال و سروصدای زیادی همراه شد، تا جایی که نشریات خارجی از او به عنوان "شاهزاده سرخ" نام می بردند.
زنی سنت شکن
مریم فیروز به سال ۱۲۹۲ خورشیدی در تهران به دنیا آمد، در مدرسه ژاندارک و سپس دارالمعلمات تحصیل کرد و در سال ۱۳۰۸ دیپلم گرفت، تنها شانزده سال داشت که بنا به تصمیم پدرش با سرهنگ عباسقلی اسفندیاری، تحصیلکرده مدرسه نظامی سن سیر در فرانسه و فرزند حاج محتشم السلطنه اسفندیاری، رئیس مجلس شورای ملی ازدواج کرد، بزودی دو دختر به نامهای افسانه و افسر به دنیا آورد.
در سال ۱۳۱۸ اندکی پس از مرگ پدرش فرمانفرما، از همسر جدا شد و به خانه پدری برگشت، این اقدام شخصی را می توان نخستین تجلی طبع سرکش و سنت شکن او دانست.
پس از اشغال ایران در جنگ جهانی دوم که فضایی نسبتاً آزاد برای فعالیتهای سیاسی باز شد، در مهرماه ۱۳۲۰ حزب توده ایران تأسیس شد و در اندک زمانی بیشتر جوانان روشنفکر و تحصیلکرده را به خود جلب کرد.
مریم فیروز در سال ۱۳۲۲ به عضویت حزب توده در آمد و سال بعد (۱۳۲۳) همسر نورالدین کیانوری شد که آن زمان عضو هیئت اجرائیه حزب بود.
خانم فیروز در بخش "سازمان زنان" حزب فعال شد، او در عین حال با بیشتر روشنفکران و نویسندگان سرشناس معاشرت دوستانه داشت و در خانه اعیانی خود محافل و مجالس ادبی برگزار می کرد.
مریم فیروز با بسیاری از روشنفکران و نویسندگان نامی دوران مانند صادق هدایت، بزرگ علوی، فریدون توللی، رهی معیری و هوشنگ ابتهاج روابط نزدیک دوستانه داشت و گوشه هایی از این روابط را در کتاب خاطرات خود به نام "چهرههای درخشان" نقل کرده است، گفته اند که فریدون توللی شعر معروف و زیبای "مریم" را در ستایش او سروده است.
مریم فیروز دختردایی دکتر محمد مصدق بود، گفته شده است که در پاره ای موارد، از جمله در جریان کودتاهای ۲۵ مرداد و ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲، خانم فیروز میان رهبری حزب توده و "اندرونی" دکتر مصدق نقش "رابط" را ایفا کرده است.
مریم فیروز با خسرو روزبه، از پایه گذاران و سران "سازمان افسران حزب توده ایران" نیز رابطه ای صمیمانه داشت و از طریق او با بسیاری از افسران معروف توده ای مانند سرهنگ سیامک و سرهنگ مبشری و سرگرد وکیلی دوست بود.
پس از کودتای ۲۸ مرداد، بازگشت دیکتاتوری به ایران و اعلام انحلال حزب توده، مریم فیروز یکی از آخرین افراد از کادر رهبری حزب توده بود که میهن خود را (حوالی سال ۱۳۳۵) ترک کرد.
گفته می شود که مریم فیروز پس از فرار از ایران به طور غیابی به اعدام محکوم شد، او در سالهای مهاجرت، به همراه همسرش نورالدین کیانوری دوره ای طولانی در اتحاد شوروی و آلمان شرقی زندگی کرد.
پس از پیروزی انقلاب سال ۱۳۵۷ و برپایی جمهوری اسلامی، مریم فیروز در کنار بسیاری از رهبران حزب توده در اوایل سال ۱۳۵۸ به ایران برگشت.
در دوران فعالیت مجاز و علنی حزب در ایران، مریم فیروز به عنوان رئیس "تشکیلات دموکراتیک زنان ایران" و سردبیر مجله "جهان زنان" فعالیت می کرد که به پیروی از سیاست رسمی حزب توده، از "خط امام" حمایت می کرد.
به دنبال انتقاد نسبتاً تند حزب توده از سیاست جمهوری اسلامی در ادامه جنگ با عراق، این حزب در آخر سال ۱۳۶۱ زیر سرکوب شدید قرار گرفت، بیشتر سران آن به زندان افتادند و بسیاری از آنها در سالهای بعد اعدام شدند.
..........................................................کیانوری و همسرش مریم فیروز هرگز با حکم رسمی و به طور کامل آزاد نشدند، بلکه از حوالی سال ۱۳۶۹ به خانه ای در تهران منتقل شدند و زیر نظر قرار گرفتند.
مریم فیروز بویژه پس از مرگ شوهرش نورالدین کیانوری، با بیماری و ناتوانی شدید روبرو بود، او در سالهای اخیر حافظه خود را از دست داده بود.
از مریم فیروز غیر از کتاب "چهرههای درخشان" و کتاب خاطراتش، مقالات فراوان ترجمه و تألیف باقی مانده که تقریباً تمام آنها به شرایط "ناگوار" زنان در ایران و بویژه مبارزات زنان زحمتکش ایرانی اختصاص دارد.