پنجشنبه، دی ۰۵، ۱۳۸۷

گلپونه های "بم"

پنجم دی ماه پنجمین سالگردوقوع فاجعه جانکاه وویرانگر زلزله 3/6ریشتری بم است.در آن بامداد شوم وسیاه اهالی شهر بم در چشم بهم زدنی خود را درچنگال عفریت مرگ ونیستی گرفتار دیدند.دراین فاجعه انسانی بیش از 40هزار نفر از مردم بم جان باختند وباز ماندگانشان را در ماتم وعزا فروبردند.چه بسیار کودکان،زنان،مردان،مادران وپدارانی که تمامی اعضای خانواده خود را در این واقعه از دست دادند وبار سنگین تنهایی وجدایی از عزیزانشان را هم چنان بدوش می کشند.قهر وجفای طبیعت، برمردم بم ، زخم ناشی از ظلم وجور زمانه بر دلشان را عمیق تر وجانگداز ترنمود. قلم از شرح وبیان،مصیبت وارد شده به مردم مظلوم بم،قاصر وناتوان می باشد.اما می توان با نگاهی دوباره به تصاویر زلزله بم همراه با زمزمه ترانه گلپونه های زنده یاد ایرج بسطامی،که وی نیز دراین زلزله جان خود را از دست داده است،تا حدودی ابعاد این فاجعه انسانی راحس نمود .

گلپونه های وحشی دشت اٌمیدم

وقت سحرشد

خاموشی شب رفت وفردایی دگر شد

من مانده ام تنهای تنها

من مانده ام تنها

میان سیل غم ها

گلپونه ها

نامهربانی آتشم زد آتشم زد

گلپونه ها

بی هم زبانی آتشم زد آتشم زد

می خواهم اکنون ، تا سحرگاهان بخوانم ،

افسرده ام ، دیوانه ام ، آزرده جانم

گلپونه های وحشی دشت اٌمیدم ، وقت سحرشد
خاموشی شب رفت وفردایی دگر شد
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها
میان سیل غم ها
گلپونه ها ، نامهربانی آتشم زد آتشم زد
گلپونه ها ، بی هم زبانی آتشم زد آتشم زد
می خواهم اکنون ، تا سحرگاهان بخوانم ،
افسرده ام ، دیوانه ام ، آزرده جانم
من مانده ام تنهای تنها
من مانده ام تنها
میان سیل غم ها