پنجشنبه، تیر ۰۴، ۱۳۸۸

كودتاي شيلي و آخرين پيام سالوادورآلنده

من زندگيم را در راه دفاع از اصولی ميدهم كه براي ‌اين ميهن عزيز هستند. شرم بر كسانی باقی خواهد ماند كه به اعتقادات خود خيانت كردند، به گفته های خود وفادار نبودند و به نيروهای مسلح متوسل شدند. مردم بايد مراقب باشند. نه اجازه دهند كه تحريك شوند و نه قتل عام. اما بايد از دستاوردهای خود دفاع كنند. آنان بايد دفاع كنند از‌اين حق كه با كار خود زندگی شرافتمندانه و بهتری بسازند.
به‌نام بيشترين منافع خلق، به‌نام ميهن، من از شما مي‌خواهم اميد را زنده نگاه داريد. تاريخ نه با سركوب متوقف خواهد شد و نه با جنايت. ‌این لحظه ای دشوار، مرحله‌ای است كه بايد پشت سر گذاشت. ممكن است ما را درهم شكنند اماآينده متعلق به مردم، متعلق به زحمتكشان است. بشريت بسوی فتح زندگی بهتر خواهد رفت......
كودتاي شيلی كودتاعليه جنبش دمكراسی و عدالت
كودتای خونين يازدهم سپتامبر 1973 در شيلی پايانی بود بر سه سال تلاش براي‌ايجاد تحولات عميق درچارچوب پذيرش و احترام به قانون اساسی و با اتكا به پشتيبانی مردم شيلی. تلاشی كه به انقلاب شيلی نخستين انقلاب مسالمت آميز سده بيستم نام داد. اما كودتاچيان رييس جمهور وقت سالوادور آلنده را كشتند، قانون اساسی شيلی را لگدمال كردند، يك ميليون شيليايی را تبعيد كردند و فراری دادند و همه صنايع و اقتصاد كشور را درخدمت سرمايه بزرگ خصوصی و شركت های چند مليتی گذاشتند. در آستانه انتخابات رياست جمهوری 1970 قطب بندی چپ – راست بسيار حاد شد و اوضاع اجتماعی آشفته. ائتلاف احزاب چپ متشكل در جبهه خلق "سالوداور آلنده" را نامزد رييس‌جمهوری كرد. جبهه خلق از تحولات بنيادين، يك " انقلاب" اما از راه های قانونی و مسالمت اميز پشتيبانی مي‌كرد. برنامه آن سلب مالكيت زمينداران بزرگ، ملی كردن بانك‌ها ، شركت های بيمه و بخشی از موسسات بزرگ صنعتی بود. "اله‌ساندی” رييس جمهور وقت و "رودوميرو توميك" نامزد دمكرات مسيحي‌ها رقبای آلنده بودند. نتيجه انتخابات بسيار فشرده بود. توميك 27.8 درصد آرا ، اله‌ساندی 34.9 درصد و آلنده 36.3 درصد را بدست آوردند. بدليل‌اينكه هيچ يك از نامزدها اكثريت مطلق بدست نياورده بود طبق قانون اساسی مجلس بايد رييس جمهور را تاييد مي‌كرد. مجلس فورا چند متمم به قانون اساسی با هدف كاهش اختيارات رييس جمهور اضافه كرد و سپس آلنده را بعنوان رييس جمهور تاييد كرد.
روز يازدهم سپتامبر آلنده تصميم داشت تا برپايی رفراندم بر روی يك سلسله مسائل اقتصادی و انجام انتخاباتی تازه را اعلام كند كه كودتا امان نداد. ساعت نه صبح روز 11 سپتامبر 1973 كاخ رياست جمهوری از سوی نظاميان تحت رهبری پينوشه مورد حمله قرار گرفت. آنان به سالوادور آلنده چنين پيشنهاد كردند: "هواپيمايی منتظر است تا شما، خانواده و همكاران نزديكتان را از كشور خارج كند." آلنده‌اين پيشنهاد را قاطعانه رد كرد. عصر روز يازدهم سپتامبر كاخ رياست جمهوری "موندا" در آتش و تير و بمباران سوخته و به قبرستانی تبديل شده بود.
خونتای نظامی‌‌تحت رهبری پينوشه و مركب از فرماندهان ارتش و پليس به قدرت رسيد.‌اين خونتا كه از سوی راست و ميانه روها (مركز) پشتيبانی مي‌شد با سركوبي‌خونين قدرت خود را برقرار كرد. مجلس ملی، شوراهای شهرها، سنديكاها و احزاب سياسی چپ منحل و غيرقانونی اعلام شدند. آزادی مطبوعات لغو و حكومت نظامي‌برقرار شد. هر آنچه در زمره ادبيات چپ يا دولتی محسوب ميشد در ميدان‌ها سوزانده شد. هزاران شيليايی دستگير، شكنجه، تبعيد و اعدام شدند. ارقام بسيار گويا هستند: 50.000 كشته، 400.000 زندانی، يك ميليون تبعيدی (يعنی ده درصد جمعيت آن موقع كشور) و از جمله يك هسته مركزی 160.000 تبعيدی سياسی. ساعاتی بعد او پس از آنكه از طريق راديو پيام تكان دهنده‌ای برای مردم ميهنش فرستاد سلاح در دست كشته شد.‌اين پيام اكنون بر روی قبر او حك شده است .

آخرين پيام سالوادورآلنده

تاريخ نه با سركوب متوقف خواهد شد، نه با جنايت

"رادیو: ماگالانس Magallanes ساعت ۹ و سه دقیقه ی صبح یازدهم سپتامبر ۱۹۷۳

هموطنان !

من زندگيم را در راه دفاع از اصولی ميدهم كه براي ‌اين ميهن عزيز هستند. شرم بر كسانی باقی خواهد ماند كه به اعتقادات خود خيانت كردند، به گفته های خود وفادار نبودند و به نيروهای مسلح متوسل شدند. مردم بايد مراقب باشند. نه اجازه دهند كه تحريك شوند و نه قتل عام. اما بايد از دستاوردهای خود دفاع كنند. آنان بايد دفاع كنند از‌اين حق كه با كار خود زندگی شرافتمندانه و بهتری بسازند. به‌نام بيشترين منافع خلق، به‌نام ميهن، من از شما مي‌خواهم اميد را زنده نگاه داريد. تاريخ نه با سركوب متوقف خواهد شد و نه با جنايت. ‌این لحظه ای دشوار، مرحله‌ای است كه بايد پشت سر گذاشت. ممكن است ما را درهم شكنند اماآينده متعلق به مردم، متعلق به زحمتكشان است. بشريت بسوی فتح زندگی بهتر خواهد رفت.

هم ميهنان!

ميتوانيم راديوها را خاموش كنيم و از شما پنهان شويم، در‌اين لحظه كه هواپيماها برفراز سر ما پرواز مي‌كنند و قصد بمباران مان را دارند. اما بدانيد كه ما‌اينجا هستيم تا نشان دهيم كه در‌اين كشور انسان‌هايی هستند كه وظيفه خود را تا به آخر انجام خواهند داد. من‌اين كار را خواهم كرد زيرا مردم مرا بعنوان رييس جمهور انتخاب كرده اند و از افتخاری كه بر دوشم قرار گرفته آگاهم. يقينا ‌اين آخرين فرصتی است كه من با شما سخن بگويم. نيروی هوايی گيرنده های راديو را بمباران كرده است. سخنان من تلخ نيستند اما اميدوار كننده نيز نيست. ‌‌این سخنان كيفر اخلاقی كسانی است كه سوگند خود را فراموش كردند. سرباز شيلی، فرمانده نظامی، همكار آدميرال مرينو و ژنرال مندوزا ، كه ديروز همبستگی و وفاداری خود را به دولت اعلام كرد و امروز بعنوان فرمانده كل ارتش برگزيده شده. دربرابر‌اين حوادث من به زحمتكشان مي‌گويم كه تسليم نخواهم شد. در‌اين مرحله تاريخی من زندگی ام را برای وفاداری ام به مردمم مي‌پردازم. من به شما مي‌گويم كه يقين دارم آن بذری كه ما به مردم شيلی داديم برای هميشه نابود نخواهد شد.‌اينان زور دارند، مي‌توانند ما را به بند كشند اما نمي‌توانند مانع فرايندهای اجتماعی شوند؛ نه با جنايت نه با زور. تاريخ متعلق به ماست. مردم اند كه آن را ساخته اند. زحمتكشان ميهنم ، مي‌خواهم از شما تشكر كنم بابت وفاداری كه هميشه نسبت به من نشان داديد، بابت اعتمادی كه به يك انسان كرديد، انسانی كه تنها ترجمان آرزوی بزرگ عدالت بود، كه سوگند ياد كرده بود به حقوق و قانون اساسی احترام بگذارد. در‌اين لحظه پايانی آخرين چيزی كه مي‌خواهم به شما بگويم ‌اين است كه اميدوارم درس را آموخته باشيد. سرمايه خارجی، امپرياليسم شرايطی را ساختند كه سنت‌ها را نابود كرد: آنچه "شايدر" نشان داد و فرمانده "آرايا" تاييد خواهد كرد، با كمك خارجی اميدوار است قدرت را دوباره بدست آورد تا از اموال و امتيازات خود دفاع كند. من به زن ساده سرزمين مان خطاب مي‌كنم، به دهقانی كه به ما باور كرد، به كارگری كه سخت كوشيد، به مادری كه هميشه نگران فرزندانش بود. من به كاركنان دولت خطاب مي‌كنم، آنانی كه روزهاست برضد كودتا مبارزه مي‌كنند يعنی برضد كسانی كه فقط از امتيازات در يك جامعه سرمايه داری دفاع مي‌كنند. من به جوانان خطاب مي‌كنم، آنان كه آواز خواندند و شادی و روح مبارزه را انتقال دادند. من به شيليايی ها، كارگران، دهقانان، روشنفكران به همه آنانی خطاب مي‌كنم كه بخاطر ظهور فاشيسم در كشور ما تحت زجر و آزار قرار خواهند گرفتند. تروريست‌ها پل‌ها را منفجر مي‌كنند، راه های آهن را قطع مي‌كنند ، لوله های نفت و گاز را نابود مي‌كنند، و دربرابر سكوت آنان كه وظيفه مداخله داشتند تاريخ قضاوت خواهد كرد. آنان يقينا راديوی مگالانس را خاموش خواهند كرد و شما ديگر نخواهيد توانست صدای آرام مرا بشنويد. چه اهميتی دارد؟ شما مرا خواهيد شنيد، من هميشه كنار شما خواهم بود، شما لااقل خاطره مردی را داريد كه به ميهنش وفادار بود. مردم بايد از خود دفاع كنند اما نه‌اينكه خود را قربانی كنند، آنان نبايد اجازه دهند كه نابود و تحقير شوند. زحمتكشان: من به شيلی و سرنوشت آن‌ايمان دارم. انسانهاي آاينده اميدوار به لحظاتی جز‌اين لحظات تلخ و خاكستری هستند كه خيانت بر مسند نشسته است. به پيش رويد و بدانيد كه به‌زودی خيابان های بزرگی گشوده خواهد شد كه در آن انسان های آزاد كه جامعه ای بهتر را خواهند ساخت گام بر مي‌دارند. زنده باد شيلی، زنده باد مردم، زنده باد زحمتكشان! اينان آخرين سخنان من هستند. يقين دارم كه‌اين فداشدنی بيهوده نيست و لااقل كيفری اخلاقی خواهد بود بر خيانت و تبهكاری.